الشيخ رحيم القاسمي

86

محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى )

شبهه ابن كمونه ، و شرح صحيفه كامله و چند رساله و كتاب ديگر . . . حافظه جناب مير به مرتبه اى است كه از اوّل حال ، در مبادى نشو و نما ، هر نقد عيارى كه به خازن طبيعت سپرده ، در حفظ آن شرط امانت به جاى آورده ، فلسى از آن از خازن طبيعت وقّاد فلسفه دوران فوت نشده . در طاعت و تقوا و عبادت درجه عالى و رتبه اى بس متعالى دارد . خلاصه ، اوقاتش صرف مطالعه و مباحثه و عبادات الهيه شده و مىشود ، و گاهى به نظم اشعار ملتفت شده . . . . « اشراق » تخلّص مى نمايند . « 1 » و در غزل و قصيده و مثنويات ، به تخصيص مثنوى كه در مخزن الأسرار شيخ نظامى در سلك لئالى بحر معانى درآورده ، داد سخن پردازى داده است . از منظومات جناب مير ، اين رباعى كه در نعت حضرت خاتم الأنبياء صلى الله عليه و آله در رشته بلاغت انتظام داده ، تيمناً و تبركاً در اين صحيفه ثبت افتاد . اى ختم رسل دو كون پيرايه توست * افلاك يكى منبر نه پايه توست گر شخص تو را سايه نباشد چه عجب * تو نورى و آفتاب خود سايه توست « 2 » در تذكره خلاصة الأشعار مى نويسد : « در تزكيه نفس نفيس ، و تصفيه باطن شريف ، و سير رضيه ، و شيم مرضيه ، عديل و نظير ندارد ، و از ساير سادات عظام زمان خود ، بلكه اكثر علماء و فضلاى عصر ، به جودت طبع ، و حدّت ذهن ، و طلاقت لسان ، و لطافت بيان ، امتياز تمام دارد ، و از زمان طفوليت تا حال ، همواره تخم مهر و محبت در فضاى ضمير صغير و كبير مى كارد ، و اهالى و افاضل نسبت به آن سرور ذريه خيرالمرسلين التفات بسيار داشتند و دارند .

--> ( 1 ) . « قد جمع أشعاره العربية والفارسية صهره السيد أمير سيد أحمد بن زين العابدين العلوي في ديوان بأمر السلطان شاه صفي ، وكان يتخلص بإشراق ، وقد رأيت هذا الديوان ببلدة ساري » رياض العلماء ج 5 ص 43 . ( 2 ) . عالم آراى عباسى ج 1 ص 146 - 147 .